تبليغاتX

asadiweb.com=asadiweb.info
بهترینم دوستت دارم
برای کسی که تا آخرین نفسم دوستش خواهم داشت

شعر

 میان حلقه مویت گل سرخ محبت بود

 اگر عاشق نمی بودی ترا با گل چه حاجت بود

پيداست هنوز شقايق نشدي ... زنداني زندان دقايق نشدي ...

 وقتي که مرا از دل خود مي راني ... يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي ...

 زرد است که لبريز حقايق شده است ...تلخ است که با درد موافق شده است ..

. شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي ... پاييز بهاريست که عاشق شده است

 

نوشته شده در یکشنبه 15 مهر1386 ساعت 12:18 توسط نازی |

گفتم...

 گفتم که میبوسم ترا گفتی تمنا میکنم گفتم اگر بیند کسی گفتی که حا شا میکنم

گفتم اگر از بخت بد نا گه رقیب آید ز در گفتی که با افسونگری او را زسر وا می کنم

گفتم که تلخیهای من گر نا گوار افتد ترا گفتی که با نوش لبی آنرا گوارا میکنم

گفتم اگر از کوی خود روزی ترا گویم برو گفتی که صد سال دگر امروز و فردا میکنم ...

نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386 ساعت 12:44 توسط نازی |

خاک

بر خاک بخوان نازنینم

آواره شدن حکایت سختی نیست

از پاکی اشک های خود فهمیدم

لبخند همیشه راز خوشبختی نیست...

 

نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386 ساعت 12:36 توسط نازی |

تو...

 

گر از يادم رود عالم تو از يادم نخواهي رفت


                  به شرط آنکه گهگاهي تو هم از من کني يادي

                         خوشا غلطيدن و چون اشک در پاي تو افتادن

                               اگر روزي به رحمت بر سر خاک من استادي

 

نوشته شده در شنبه 24 شهریور1386 ساعت 22:8 توسط نازی |

عشق

نوشته شده در شنبه 17 شهریور1386 ساعت 21:13 توسط نازی |

رفتی!!!


اگر مي دانستي دل ترك خورده ي من با ياد چشمان باراني ات شكسته تر مي شو م  

هیچ  گاه به من پشت نمي كردی

اگر مي دانستي در خلوت شبانه ام به طنين قدمهايت گوش مي سپارم

 تا آخرين ستاره در دامان سپيده به خواب برود هرگز نمي رفتي ....

      
          
       

 

نوشته شده در جمعه 16 شهریور1386 ساعت 23:48 توسط نازی |

تقدیم به تمام عاشقان

 

اگه ۱روز دیگه نشه با تو باشم

برات می نویسم خدا نخواست با هم باشیم


ولی بدون اون روز روزه مرگ  منه

سلطان حقيقت ها فراموشت نخواهم کرد تو تنها شعله اي هستي که خاموشت نخواهم کرد

 

نوشته شده در پنجشنبه 15 شهریور1386 ساعت 20:42 توسط نازی |

من و تو

 

عکس های گرافیکی

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم واست میمیرم*

جوابه دنیا رو میدم باهات میمونم

واسه همیشه خاطرات تو رو چه

خوب چه بد حک میکنم  توی تنهاییام فقط به تو فکر میکنم

با تو میمونم واسه همیشه...

 

نوشته شده در یکشنبه 11 شهریور1386 ساعت 20:36 توسط نازی |

شمع

 

شمع اي شمع چه ميخندي به شبه

 تيره خاموشم به خدا مردم از اين حسرتكه چر ا نيست

در ...

نوشته شده در شنبه 10 شهریور1386 ساعت 22:46 توسط نازی |

اشتباه


اگه تورو خواستن اشتباهه ... اگه باتوبودن اشتباهه ...

اگه عاشق توبودن اشتباهه ... اگه واسه تومردن اشتباهه ...

پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستي

 

با خیاله تو به سربردن اگر هست گناه                                       

                                                   باخبر باش که من                                  

                                            غرق گناهم هرشب

 

 

نوشته شده در شنبه 10 شهریور1386 ساعت 22:24 توسط نازی |

شعرهاي طنزولانه


اگر كسي بهت:
1 اس ام اس داد يعني بيادته!
2 تا داد دوست داره!!
3 تاداد ميخوادت!!!
4 تا داد اشقته!!!!
5 تا داد يعني خطش ايرانسله!!!!!
 

اگه بنزين كوپني شده زياد ناراحت نيستم چون از اين به بعد قدر تو را بيشتر ميدونم و حد اقل

 براي رفتن

 به مزرعه سوار تو ميشم الاغ جونم. 


 عسلم گلم نازم عمرم جونم قشنگم نفسم عشقم

 قربونت بشم دورت بگردم . اينا رو تمرين ميکني منو ديدي بهم بگي

نوشته شده در شنبه 3 شهریور1386 ساعت 22:9 توسط نازی |

زندگی

اگر بپرسی :

به چه عشق می ورزی؟

می شنوی : زندگی!

اگر بپرسی :

از چه می ترسی؟

می شنوی : زندگی!

اگر بپرسی :

به چه می خندی؟

می شنوی : زندگی!

زندگی دیوانه وارترین تجربه یی ست

که امکانش به ما داده شده!

فرصتی برای انسان شدن

 

و انسان ماندن!

 

نوشته شده در دوشنبه 29 مرداد1386 ساعت 21:56 توسط نازی |

دنیا

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم واست می میرم، جواب دنیا رو می دم

 با تو می مونم واسه همیشه خاطرات

تو رو چه خوب چه بد حک می کنم توی تنهایی هام فقط به تو فکر می کنم

                                                                                                      با تو می مونم واسه همیشه

نوشته شده در دوشنبه 29 مرداد1386 ساعت 21:46 توسط نازی |

غم

به وعده دیداری  دوباره غم از آینه دل پاک می شود

 و چشمه اشک از چشمان یخ بسته به سوی

 تجربه دیگر سرازیر میشوذ

نوشته شده در شنبه 27 مرداد1386 ساعت 15:11 توسط نازی |

خداحافظ

 

 

خداحافظ

 

 از اينجا که پر از غمه خسته شدم ميخوام برم

 

 

 

 قلبمو که دادم به تو ديگه بايد پس بگيرم

 

نوشته شده در پنجشنبه 25 مرداد1386 ساعت 16:45 توسط نازی |

متن های زیبا

 

 

 

 

هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود که د

ر همين سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد ...

 

اگه خدا تا لب پرتگاه بردت بدون يا از پشت گرفتتت .. يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده.

 

 

فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست.

 

 

از همه چيز گذشتن و به همه چيز رسيدن مهم نيست . مهم از چه گذشتن و به چه رسيدن است.

 

 

انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند... بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز.

 

 

. نظر فراموش نشه .

 

 

نوشته شده در شنبه 30 تیر1386 ساعت 21:59 توسط نازی |

متن های زیبا

 

 

 ای که دور از من و یاد منی... با خبر باش که دنیای منی... شادیت شادی من ...غصه ات غصه ی من... قلب من خانه تو ...خانه ات قبله ی من

***

به راحتی می شوددوست داشتن را به زبان آورد، ولی به سختی می شود آن را نشان داد...

***

سکوت گاه هزاران معنا دارد که از گفتن بدست نمی آید.

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 28 تیر1386 ساعت 11:50 توسط نازی |

متن زیبا

 

 

دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند ويک لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند، با خواندن يک جمله معـــروف از هــم جـــدا مي شــوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هــر کــدام در انتظار ديگــري همديگر را نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي و به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل

هم مال تو نبوده

 

 

عشق آمد و تيشه زد بر ريشه ام تيشه زد بر ريشه انديشه ام عشق اگر اين است مرتد ميشوم خوب اگر اين است من بد ميشوم بعد از اين با بي کسي خو ميکنم هر چه در دل داشتم رو ميکنم نيستم از مردم خنجر به دست بت پرستم بت پرستم بت پرست

 

 

بت پرستم بت پرستي کار ماست چشم مستي تحفه بازار ماست هيچکس چشمي برايم تر نکرد هيچکس يک روز با ما سر نکرد هيچکس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت

 

 

چند روزيست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدني است حافظ ديوانه فالم رو گرفت يک غزل آمد که حالم رو گرفت

 

 

 

 

اي مسافر غريبه چرا قلبمو شکستي
رفتي و تنهام گذاشتي دل به ناباوري بستي
اي که بي تو تک و تنهام توي غربت سردي
ميدونم بر نميگردي شدي همرنگ دورنگي
همه ي زندگي من اون نگاه عاشقت بود
چرا فکر کردي به جز من يکي ديگه لايقت بود
راستي و ازم گرفتي اون نگاه آشناتو
واسه من بردي گذاشتي التهاب لحظه هاتو
حالا من تنها نشستم با نواي بي نوائي
چه غريبم بي تو اينجا اي غريبه بي وفائي

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 27 تیر1386 ساعت 12:58 توسط نازی |

متن های زیبا

 

چقدر زمونه بي وفاست نمي دونم خدا كجاست يكي بياد بهم بگه كجاي كارم اشتباست گاهي مي خوام داد بكشم اما صدام در نمياد بگم آخه خدا چرا دنيا به آخر نمي ياد

 

 گريه کردن تا سحر کار من است. شاهد من چشم بيمار من است . فکر کردم که او يار من است. نه! فقط در فکر آزار من است. نيتش از عشق تنها خواهش است ”دوستت دارم“ دروغي فاحش است. يک شب آمد زير و رويم کرد و رفت. بغض تلخي در گلويم کرد و رفت. پايبند جستجويم کرد و رفت. عاقبت بي آبرويم کرد و رفت. اين دل ديوانه آخر جاي کيست

 

هر گاه دفتر محبت را ورق زدي ...هر گاه در زير پايت صداي خش خش برگ ها را احساس كردي...هر گاه ميان ستارگان اسمان تك ستاره اي خا موش ديدي ...براي يك بار در گوشه اي از ذهن نه با زبان بلكه از ته قلب بگو: يادش بخير

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 24 تیر1386 ساعت 13:42 توسط نازی |

شعر عاشقانه

 

بي تو دلم گرفته با من نمانده حالي

با من غريبه گشتي بعد از گذشت سالي

وقتي كه سهم من شد يك انتظار كهنه

چشمم دگر ندارد اشكي به آن زلالي

عمري سوال كردم تنهايي خودم را

همواره شد جوابم آه و سكوت و لالي

حالا كه دور دورم از پرتو نگاهت

در قلب من دوباره جايت شده چه خالي

آه اي مسافر من سهم من از وجودت

يك بغض كهنه گشته باشكلكي خيالي

 

  

كاش مي توانستم بگويم چقدر دلتنگ لحظاتي هستم كه ساده از آن گذشتم

زندگي در حالي سپري مي شود كه نمي دانم آيا فردايي هست يا نه ؟

و من به اين اميد زنده ام كه يك روز به او برسم و سرود زندگي را زمزمه كنم

 

نوشته شده در پنجشنبه 21 تیر1386 ساعت 20:10 توسط نازی |